مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

219

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

سابق بر حادث نباشد محال است كه حادث مقارن با قديم شود . حال اگر گفته شود كه بدين گونه لازم مىآيد كه آن باقى ( پايدار ) از چيزى كه ناپايدار است و منقضى شده است ، برهنه باشد ، همان گونه كه لازم دانستيد كه قديم سابق بر محدثات باشد و موجود قبل از آنها . در پاسخ گوييم : اين كار به فعل است و آن واجب است ، همان گونه كه آن قديم بر حوادث سابق است ، پس همان گونه لازم مىآيد كه بعد از آنها نيز باقى بماند و اگر جز اين باشد باقى نخواهد بود ، هم از آن گونه كه اگر سابق بر آنها نبود قديم به شمار نمىرفت . حال اگر گفته شود شما كه مىپنداريد آنچه مقارن با حوادث باشد خود از حوادث است ، پس چرا منكر آن مىشويد كه آنچه ديروز مقارن حوادث شده است هم ديروز حادث شده باشد ؟ در پاسخ گوييم : زيرا كه ما عقيده داريم كه آنچه مقارن با حوادث است خود از حوادث است على الاطلاق ، و ليكن معتقديم مادام كه بر آنها سبقت نگرفته باشد همانند حوادث است ، و « جسم » اگر چه ديروز مقارن با حوادث شده باشد ، امّا قبل از آن هم موجود بوده است . پس بدين گونه لازم نمىآيد كه همراه آن حادث شده باشد . و اين خود تأكيدى است بر سخن ما دربارهء آن . همچنان كه لازم آمد كه آنچه ديروز بر حادث سبقت نداشته باشد ، خود ديروز حادث شده باشد ، هم از آن گونه لازم آمد كه آنچه به طور مطلق سابق بر حوادث نباشد ، حادث به طور مطلق باشد . حال اگر گفته شود : آيا مشاهده نمىشود كه اجسام مقارن با حوادث‌اند و پيش از آنها نيز مقارن با حوادثى ديگر بوده‌اند ، پس چرا گمان برده‌ايد كه اين راه و رسم اجسام است و پيوسته چنين است ؟ در پاسخ گفته شود كه : اين امر ، الزامى نيست زيرا اگر چه ما حكم كرديم به اينكه اجسامى كه در قلمرو مشاهدهء ما قرار دارند ، مقدم بر حوادثى هستند كه مقارن با آنهاست و مقارن با حوادثى ديگر ، امّا هرگز ، به گونه‌اى الزامى ، بدين حكم نكرده‌ايم و نيز اين حكم ما ، بدان دليل نبوده است كه « جسم » جسمى موجود است ، زيرا ناگزير بايد مقدّم بر حوادثى باشد كه مقارن با اوست و نيز بايد با حوادث ديگر تقارن داشته باشد ، زيرا كه اين سخن حدّ و تعريف جسم است ، بلكه حكم ما از آن سرچشمه گرفته است كه ما هرگز جسمى را مشاهده نكرده‌ايم كه به هنگام مشاهدهء ما حادث شده باشد و نيز به دليل اينكه از رهگذر خبر [ صادق ] اين امر ، نزد ما به صحّت پيوسته است . و دليل اين است كه اين اجسامى كه ما آنها را مشاهده مىكنيم ، پيش از اين كه ما به مشاهدهء آنها بپردازيم ، خود موجود بوده‌اند و به صحّت پيوسته است كه جسم هرگز از حادثى تهى نيست و اگر در زمانى جسمى را مشاهده كنيم ، كه پيش از آن ، آن را نديده باشيم ( و دليلى هم بر آن اقامه نشده باشد كه پيش از آن حال آن جسم موجود بوده است و هرگز خبر صادقى هم در آن باب به ما نرسيده باشد ) ، هرگز حكم به آن نخواهيم كرد كه آن جسم ، قبل از حوادث